اعتماد
دوستی میگفت
نمیدونم با این بچه چیکار کنم اصلآ حرف هم را نمی فهمیم هر چی هم میگی
انگار نه انگار که با اونی . اصلآ حرف تو کله اش نمیره هر چی میگم پسر چته
جوابی نمیده . همش با دوستانش که نمیدونم کی هستن چی هستن از کجا
اومدن حشر ونشر داره مترسم خدایی نکرده از راه بدر شه این دوره زمونه به
کی میشه اعتماد کرد. بی تجربه است میافته تو چاه اونوقت خر بیار و باقلی بار
کن
نمیدونم با این بچه چیکار کنم اصلآ حرف هم را نمی فهمیم هر چی هم میگی
انگار نه انگار که با اونی . اصلآ حرف تو کله اش نمیره هر چی میگم پسر چته
جوابی نمیده . همش با دوستانش که نمیدونم کی هستن چی هستن از کجا
اومدن حشر ونشر داره مترسم خدایی نکرده از راه بدر شه این دوره زمونه به
کی میشه اعتماد کرد. بی تجربه است میافته تو چاه اونوقت خر بیار و باقلی بار
کن
گفتم : بی خودی مترسی بچه های این دوره زمونه صد تا مثل منو تو رو میبرند
لب چشمه و تشنه برمیگردونند
گفت : آره صد تا مثل منو تورو نه یکی مثل خودشونو . اونهایی که آدم ازشون
مترسه یکی زرنگتر از خودشونه . اینه که آدم را به وحشت میندازه
گفتم : بی اعتمادی اول ترسه چقدر سعی کردی که بهش اعتماد کنی
لب چشمه و تشنه برمیگردونند
گفت : آره صد تا مثل منو تورو نه یکی مثل خودشونو . اونهایی که آدم ازشون
مترسه یکی زرنگتر از خودشونه . اینه که آدم را به وحشت میندازه
گفتم : بی اعتمادی اول ترسه چقدر سعی کردی که بهش اعتماد کنی
گفت:اون نمی تونه دماغشو بگیره دلت خوشه ها چه اعتمادی چه دوغی چه کشکی
خواستم چیزی بگویم دیدم مصداق اون شعر که
خواستم چیزی بگویم دیدم مصداق اون شعر که
خانه از پای بست ویران است ---------- خواجه در بند نقش ایوان است
نظرتون چیه
نظرتون چیه

0 Comments:
Post a Comment
<< Home