ما ومترو
فشار قبر و متروی تهران
نمیدانم از متروی تهران استفاده میکنید یا نه . ولی اگر مثل من مسافر همیشگی این ره آورد
تکنولوٍژی برای شهرهای بزرگ باشی میفهمی که چه میگویم
متروی تهران آیینه تمام نمای خصلتهای ما ایرانی هاست اگر باور ندارید یک روز به مدت
چند دقیقه در ایستگاه توپخانه به مناظری که بوجود میاید بنگرید تا درک کنید چه میگویم
یک روزصبح
صبح خیلی زود به سوی محل کار براه افتادم . خیابانها از ابتدای روز مملو از ماشین است
اتوبوسهای شرکت واحد ، تاکسی ها ، مسافرکشهای شخصی ، سواری های تک سرنشین
کامیونهایی که رانندگانش دیر ازخواب بیدارشده اند ، مینی بوسها و اتوبوسهای کارخانجات
مینی بوسها ی مسافرکش همه و همه در ساعت اولیه صبح درخیابانند خیابانی مملوازماشین
و سروصدا و آلودگی . به سرعت به سوی مترو میروم یا شاید میدوم .زمان حرکت قطارها
را در ساعت اولیه صبح حفظ شده ام . به ایسگاه میرسم از پله ها با سرعت پایین میروم ،
پس از باطل کردن یک عدد بلیط مسافتی به سالن سوار شدن قطار رسیدم هنوز جمعیت ان
قدر زیاد نیست انگار قطار قبلی تازه ایستگاه را ترک کرده است . همه منتظرند گاهگاهی
بعضی ها که عجله دارند یا بی طا قت ترند سرکی از روی سکو به داخل تونل میکشند و
بلندگوها هم دایماً هشدار میدهند « از خط قرمز لبه سکو عبور نفرمایید » البته این تنها خط
قرمزی نیست که ازان عبورمیکنیم اصولا ما ازهرچه خط قرمز و چراغ قرمز ودایره قرمز
و گوجه قرمزو .... بگذریم . صداهای داخل تونل حکایت ازنزدیک شدن قطارمیدهد مردمی
که بروی صندلی ها نشسته بودند برخاسته و به لبه سکو نزدیک میشوند. پس ازتوقف قطار
مبارزه جهت سوار شدن آغاز میگردد. همه سعی می کنند دیگری را کنار زده و خود زودتر
سوار شوند اما جمعیت داخل واگن نیز به علت فشرد گی بیش از حد مقاومت نشان میدهد در این
میان انها که میخواهند پیاده شوند کارشان از همه مشکلتر است انها هم باید بر مقاومت داخل
واگن و هم بر فشار افراد بیرون غلبه کنند خلاصه شلم شوربای است که تا نبینی ندانی . اما
از همه خنده دارتر رفتار مامورین انتظامات مترو است انها که از هجوم جمعیت مستاصل
شده اند با فشار اوردن به پشت ادمهای لای درمانده وزدن مشت و لگد به درقطارمی خواهند
هر چه سریعتر درب قطار بسته شده تا جا برای قطار بعدی باز شده و داستان مجدداً تکرار
شود.اما داخل واگنها قصه دیگری است انچنان ادمها بهم چسبیده وفشرده شده اند که تشخیص
دست و پا و سرشان از همدیگرمشکل میباشد نفس کشیدن دران محیط واقعاً طا قت فرساست
چنان به شکم و سینه ات فشار میاید که حالت تهوع میگیری به قولی اینجا تمرینی است برای
تحمل فشار قبر
نمیدانم از متروی تهران استفاده میکنید یا نه . ولی اگر مثل من مسافر همیشگی این ره آورد
تکنولوٍژی برای شهرهای بزرگ باشی میفهمی که چه میگویم
متروی تهران آیینه تمام نمای خصلتهای ما ایرانی هاست اگر باور ندارید یک روز به مدت
چند دقیقه در ایستگاه توپخانه به مناظری که بوجود میاید بنگرید تا درک کنید چه میگویم
یک روزصبح
صبح خیلی زود به سوی محل کار براه افتادم . خیابانها از ابتدای روز مملو از ماشین است
اتوبوسهای شرکت واحد ، تاکسی ها ، مسافرکشهای شخصی ، سواری های تک سرنشین
کامیونهایی که رانندگانش دیر ازخواب بیدارشده اند ، مینی بوسها و اتوبوسهای کارخانجات
مینی بوسها ی مسافرکش همه و همه در ساعت اولیه صبح درخیابانند خیابانی مملوازماشین
و سروصدا و آلودگی . به سرعت به سوی مترو میروم یا شاید میدوم .زمان حرکت قطارها
را در ساعت اولیه صبح حفظ شده ام . به ایسگاه میرسم از پله ها با سرعت پایین میروم ،
پس از باطل کردن یک عدد بلیط مسافتی به سالن سوار شدن قطار رسیدم هنوز جمعیت ان
قدر زیاد نیست انگار قطار قبلی تازه ایستگاه را ترک کرده است . همه منتظرند گاهگاهی
بعضی ها که عجله دارند یا بی طا قت ترند سرکی از روی سکو به داخل تونل میکشند و
بلندگوها هم دایماً هشدار میدهند « از خط قرمز لبه سکو عبور نفرمایید » البته این تنها خط
قرمزی نیست که ازان عبورمیکنیم اصولا ما ازهرچه خط قرمز و چراغ قرمز ودایره قرمز
و گوجه قرمزو .... بگذریم . صداهای داخل تونل حکایت ازنزدیک شدن قطارمیدهد مردمی
که بروی صندلی ها نشسته بودند برخاسته و به لبه سکو نزدیک میشوند. پس ازتوقف قطار
مبارزه جهت سوار شدن آغاز میگردد. همه سعی می کنند دیگری را کنار زده و خود زودتر
سوار شوند اما جمعیت داخل واگن نیز به علت فشرد گی بیش از حد مقاومت نشان میدهد در این
میان انها که میخواهند پیاده شوند کارشان از همه مشکلتر است انها هم باید بر مقاومت داخل
واگن و هم بر فشار افراد بیرون غلبه کنند خلاصه شلم شوربای است که تا نبینی ندانی . اما
از همه خنده دارتر رفتار مامورین انتظامات مترو است انها که از هجوم جمعیت مستاصل
شده اند با فشار اوردن به پشت ادمهای لای درمانده وزدن مشت و لگد به درقطارمی خواهند
هر چه سریعتر درب قطار بسته شده تا جا برای قطار بعدی باز شده و داستان مجدداً تکرار
شود.اما داخل واگنها قصه دیگری است انچنان ادمها بهم چسبیده وفشرده شده اند که تشخیص
دست و پا و سرشان از همدیگرمشکل میباشد نفس کشیدن دران محیط واقعاً طا قت فرساست
چنان به شکم و سینه ات فشار میاید که حالت تهوع میگیری به قولی اینجا تمرینی است برای
تحمل فشار قبر

0 Comments:
Post a Comment
<< Home